سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
748
تاريخ ايران ( فارسى )
ميدان جنگ آزمايش نمايد . « 1 » هنگاميكه اين خبر دروغ را انتشار دادند كه جلودار قشون شكست خورده و از هم متفرق شدند فورا عراقىهاى بىحميت به اردوى خليفه ريخته و آن را غارت كردند ، حتى شخص او را كه در نظر داشت مطابق مصالح آنان با معاويه صلح كند كوشش داشتند كه دستگير كنند . از اين پيشآمد هراسان شده نامهاى بعجله دائر بر تسليم خويش بنزد معاويه فرستاد و نوشت كه او از خلافت كناره گرفته و مدينه را براى اقامت خود اختيار خواهد نمود مشروط بر اينكه بيت المالى كه در كوفه است با ماليات يك ناحيهء ايران به او واگذار شود و ديگر دشنام و ناسزاى بر على ( ع ) كه جزء نماز مقرر شده بود منسوح گردد . معاويه شروط فوق را بدون هيچ اشكالى قبول نمود مگر مسئله موقوف داشتن دشنام را كه از قبول آن امتناع ورزيد . هرچند متعهد شد كه در اين باب غدقن كند كه در حضور اولاد على كسى مرتكب چنين عمل ناسزائى نشود . بالجمله اين خليفه به همينقدر قانع شده با زوجات خود كوفه را ترك گفته و براى اينكه در مدينه به فراغت بال بگذراند اين مركز مهم را از دست داد . هشت سال بعد هم به بيمارى سل دار فانى را وداع نمود . محدثين ايران مىنويسند « 2 » كه از طرف معاويه او را مسموم ساختند ولى دليل قاطعى براى آن در دست نيست بلكه برعكس معاويه از اينكه اين خانواده مانند رئيس خود فارغ البال و در راحت و خوشى باشند استفاده ميكرد .
--> ( 1 ) - حضرت حسن مخصوصا بحسن تدبير و شهامت و شجاعت موصوف ، از زحمت ادارهء امور لشكرى و يا مخاطرهء ميدان جنك ابدا رو برگردان نبود و اگر انديشهاى داشت فقط از اين جهت بود كه بياران خويش خاصه بمردمان بىثبات عراقى خود اعتماد نداشت و ميدانست كه در برابر دشمن پايدارى نخواهند نمود و عاقبت همانطور كه پيشبينى ميكرد واقع گرديد ( مترجم ) . ( 2 ) - گذشته از اقوال محدثين ايران از اقوال نويسندگان بيگانه هم برميآيد كه آنحضرت را مسموم كردند . چنان كه يكى از نويسندگان بيطرف انگليسى در اينباب چنين مينويسد - « نخستين پادشاه خاندان اموى مردى محيل و بىوجدان و بىعاطفه بوده است ، او براى حفظ مقام خويش از هيچ جنايتى روگردان نبود ، كشتن و سر بريدن براى برانداختن دشمنان خوفناك خود از كارهاى عادى وى شمرده ميشد ، دخترزادهء بزرك پيغمبر را باعث شد كه مسموم كردند . مالك اشتر نخعى نمايندهء دلاور على بن ابيطالب را با همين حربه معدوم ساخت » . رجوع كنيد به صفحه 79 و 78 ترجمهء فارسى تاريخ عرب و اسلام : تأليف امير على هندى ( مترجم )